سلام به دوستانی که به یادم بودن و نبودن.

ما که دیگه داریم کم میاریم.

میدونین که دیگه دانشجو شدم.دیگه الان شاغلم هستم.دوباره میخوام برای سال آینده کنکور شرکت کنم تا تو دانشگاه بهتری قبول شم.از دانشجو بودن خودم متنفرم.آخه اینم شد دانشگاه؟

ما هنوز یکی از کتابای اصلی تخصصی مون رو نتونستیم تهیه کنیم.

از دانشگام دلزده شدم.الانم به اصرار مادرم میخوام این یه ترمو پاس کنم...

/ 9 نظر / 3 بازدید
آزاد اما اسیر

اشتباه نکن... برو.. شاید با فضاش کنار بیای.. برو برو

الهام

وبلاگ قشنگی داری. موفق باشی

الهام

دانشجوی تهرانی ؟ یا شهرستان؟؟

آرش

زیبا جان - راه سختیرو انتخاب کرده ای ولی تو یکی از پسش بر میای- کار زیاد به درس لطمه میزنه- درسته که زندگی بهترین دانشکده هاست ولی هدف کار کردنو فراموش نکنیم- درسته که در قرون وسطی زندگی میکنیم ولی هنر و دانش و قرهنگ راه و روش ماست- دونت گیو آپ- دونت واری بی هپی!!!

حسین

ای بی خیال مانده زمن,دوست!

ماشا

سلام دوست من. به روزم ومنتظر دیدارت.

انسانم آرزوست

.....